معرفی کتاب (18): اصول طرّاحی و برنامه‌ریزی شهر عقل‌مدار

نویسنده: دکتر محمد نقی زاده، ناشر: شهرداری اصفهان، اصفهان، 1393 (305 صفحه)

هیچگاه پیغمبرص با مردم از عمق عقل خویش سخن نگفت بلکه مى‏فرمود: ما گروه پیغمبران مأموریم که با مردم به اندازة عقل خودشان سخن گوییم.

(امام صادقع: کلینی­الرّازی، ح15، ص27)

  امروزه که به ویژه در هر زمینه‌ای موضوعات و آثار و ابزار و شیوه‌های مختلف و متنوّعی مطرح هستند، موضوع انتخاب (و به ویژه انتخاب مطلوب‌ترین) و در نتیجه بهره‌گیری از بهترین وسیله برای ارزیابی و انتخاب از اهمّیتی در خور برخوردار است؛ که به نظر می‌رسد که بهترین وسیله ارزیابی برای انتخابهای انسانی “عقل” است. امّا هر کسی نیز خویش را عاقل و اعمال و انتخابهایش را عاقلانه می‌پندارد. بنابراین، آگاهی به مبانی و اصولی برای شناخت عقل و اعمال عاقلانه ضرورت دارد، که این وجیزه سعی بر اخذ آنها از وحی و علوم متّصل به وحی نموده است؛ که وحی بارزترین منبع “علم پایدار” است (ر.ک: نقی‌‌زاده، 1390ب).

واقعیّت این است که اگر “انسان کامل” مدیریّت و اداره شهری را که اهل آن مطابق عقلانیّتِ معرّفی‌شده از سوی تعالیم وحیانی عمل می­کنند، عهده‌دار شود، آن شهر جلوه کاملی از عقلانیّت و نمایش پیروزی عقل بر جهل خواهد بود؛ و بالعکس، اگر کسی که دنباله‌رو شیطان است بر شهری مدیریّت نماید که شیاطین اِنسی به تبعیّت از شیطان در آن زندگی می‌کنند، شهر حاصل نمایش کامل جهالتی است که فاقد عقلانیّت است؛ و نشان‌دهنده سیطره جهل بر شهر و شهرنشینان و غیبت عقل خواهد بود. اگر این دو شهر را دو سر عالی و دانی طیفی بدانیم که سایر شهرها در میانه آنها، و به تناسبِ سیطره عقلانیّت یا جهالت بر آنها، به یکی از دو سر طیف نزدیکتر هستند، می­توان گفت که همة شهرها، به تناسب، آوردگاه عقل و جهل هستند؛ که در برخی از آنها عقل به پیروزی نزدیکتر است و در بعضی دیگر جهالت بر عقلانیّت پیشی گرفته است.

مطابق نظر متألّهین، بهره‌مندی از “عقل” و زیست “عاقلانه” و مطابق “عقلانیّت” زندگی و مشی کردن بارزترین ویژگی انسانی است که به فطرت توحیدی خلق شده (روم:30) و به جانشینی خداوند سبحان در زمین گماشته شده (بقره:30 و فاطر:39) و از روح الهی در او دمیده شده (ص:72)، و در واقع، با روح خویش (و نه با جسم خود) “انسان” شده است. به بیان دیگر، اصلی‌ترین ویژگی انسان و فضای انسانیّت او، عقلانیّت اوست. امّا توجّه کنیم که تفاوت برخی از موجودات، همچون ملائکه که در طبقة صاحبان عقل قرار دارند با انسان در چیست؟ علی‌الظّاهر، انسان همان گونه که با عقل خویش، به تمیز پدیده‌ها از یکدیگر و “انتخاب” نیک و مطلوب می‌پردازد، این اختیار را دارد تا از عقل خود استفاده نکند؛ و حتّی فروتر از آن، از آنچه که در تقابل با عقل قرار دارد، یعنی از جهل، پیروی کند. در حقیقت، ویژگی بارز انسان نسبت به سایر موجودات این است که “حقّ انتخاب” دارد. بنابراین، اوّلاً وجه تمایز اصلی انسان با موجوداتِ فروتر از خود بهره‌مندی­اش از “عقل” می­باشد؛ و ثانیاً، تفاوت اصلی او با موجودات فراتر و روحانی نیز، در عین بهره­مندی از عقل، برخورداری از “اختیار” است، که از آن به “امکان عدم تبعیّت از عقل” یا گرایش به “پیروی از جهل” تعبیر می‌کنیم.

در گسترش مطلب می­توان گفت: همان طور که انسان مختار است تا در دو وادی “عقل” و “جهل”، انتخاب و زندگی و عمل کند، آثار او نیز، به تناسب، مظهر “عقل” یا “جهل” او هستند. هر فرد عاقل در حیطة مربوط به خود -و نه دیگران- می‌تواند ولایت و حکومت بر مملکت خویش را به دست عقل خود بسپارد. هر کسی در حوزة کار خویش، مسؤول، مدیر، مدبّر و فرمانرواست. بشر این فرمانروایی را یا به دست هوای نفس می‌دهد (اَفَرَاَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواه، جاثیه:23) یا آن را به عقل می­سپارد (جوادی آملی، 1386، ص42). به بیان دیگر، هر یک از آثار انسانی، به تناسب، یا حاصل عقلانیّت او هستند، یا نتیجة جهالت وی. طبیعتاً شهر نیز که یک اثر انسانی (یا به عبارت بهتر، مجموعه­ای از آثار انسانی) است، یا نتیجة اعمال عاقلانة اهل خویش است یا نتیجة اتّخاذ روشهای جاهلانه پدیدآورندگان و ساکنان خود، و یا (به طور عام) برآیند اعمال عاقلانه و جاهلانه انسان است.

علاوه بر اینها، با توجّه به این که انسان شهر و مکان زندگی خود را به گونه‌ای می‌سازد که در آن بتواند آن گونه که می‌خواهد زندگی کند، بنابراین، شهر یا عاقلانه ساخته می­شود، یا جاهلانه و یا (به طور عام) حاصل ترکیبیِ آنهاست. مضافاً این که هر فضا و محیطی نیز به نوبه خود انسان را به گونه خاصّی از زندگی و رفتار هدایت می­کند. نتیجه این که، شهری انسان را به عاقلانه زیستن رهبری می­کند و شهری به جاهلانه زیستن فرامی‌خواند؛ و البتّه شهرها به طور عام و به تناسب عقلانیّت یا جاهلانه بودن خویش، اهل خود را گاهی به این (عقل) رهنمون شده و گاهی به آن (جهل) سوق می­دهند؛ و در این مقوله سوّم است که موضوع و جایگاه اختیار انسان برجسته‌تر می­شود.

با عنایت به این موضوعات و با توجّه به تعاریفی که از “عقل” و “جهل” در دست است، و با تمرکز بر حدیث شریفی که از امام صادقع نقل شده و در آنلشگریان عقل و جهل معرّفی شده‌اند، مطالعة حاضر بر آن است تا مظاهر عقل و جهل در شهر، و به عبارت دیگر، تأثیر عقل‌گرایی و همچنین تبعیّت از جهل را در شهر و شهرسازی و اداره شهر شناسایی نموده و آنها را معرّفی کند.

سخن اصلی این است که از منظرهای مختلف، هر شهری به تناسب و با شدّت و ضعف متفاوت صحنه و آوردگاه عقل و جهل است. هر شهری تجلّیگاه میزان عقلانیّت انسان و تبعیّت او از عقل، و یا مظهر جهالت و پیروی‌اش از جهل می­باشد؛ و نتیجه این که “شهر اسلامی” تجلّی‌گاه و مظهر سیطره عقل‌گرایی بر جهالت و نمایش تسلّط عقل بر جهل است.

توجّه کنیم که همة انسانها و جوامع از عقل سخن گفته و عمل کردن مطابق آن را تحسین می­کنند؛ و خود نیز مدّعی پیروی از عقل و عاقلانه عمل کردن هستند.

گر از بسیط زمین، عقل مُنـعدم گردد                   به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم

(گلستان سعدی، باب هشتم)

بنابراین، تعریف عقل و ویژگیهای عاقلانه عمل کردن و حتّی شناخت مراتب عقل، بر اساس جهانبینی انسانها و مبانی فکریشان متغیّر است. طبیعی است که الهیّون باید این موضوعات (و حدّ اقل اصلی­ترین مبانی آنها) را از وحی اخذ نمایند. به همین دلیل است که با عنایت به کلّی بودن مفاهیم “عقل” و “جهل”، حدیث لشگریان عقل و جهل (مأثوره از امام صادقع)، بهترین فضا و امکان را برای وضوح بخشیدن و تبیین موضوع مورد نظر فراهم می­کند.

مطالعه حاضر که از پنج فصل اصلی تشکیل شده است، عمدتاً سعی در شناخت اصول و معیارهایی برای طرّاحی و برنامه‌ریزی شهر عقل‌مدار را دارد که هر کدام از آنها به عضوی از لشگریان عقل (یا بالعکس به عضوی از لشگریان جهل) منتسب هستند. اجمال فصول این مختصر عبارتند از:

1-        فصل اوّل که عنوان مقدّمات و کلّیّات را دارد، به برخی از مباحث و موضوعاتی اشاره دارد که آگاهی به آنها برای ادامه بحث ضروری است.

2-       فصل دوّم مطالعه، با عنوان عقلانیّت و جهالت: اصلی­ترین فضاهای اندیشه انسان، به توضیح عقل و جهل و همچنین معرّفی حدیث عقل و جهل و لشگریان آنها می‌پردازد.

3-       در فصل سوّم که عنوان طبقه­بندی لشگریان عقل و جهل و اصول شهرسازی متناظر با هر کدام برای آن برگزیده شده است به دسته­بندی این لشگریان در سه گروه قلبی (یا فکری)، رفتاری (یا اخلاقی) و عینی (یا عملی) می­پردازد؛ و به دنبال آن، برخی از اصول متناظر با این لشگریان معرّفی می­شوند، که با اتّکا به آنها و با به کار بستنشان در طرّاحی و برنامه‌ریزی و مدیریّت شهری می­توان عقلانیّت و لشگریانش را تقویت، و بالعکس، جهالت و لشگریانش را در محیط زندگی تضعیف نمود. ضمن آن که این اصول، به بیان دیگر، برآمده از عقلانیّت هستند.

4-       بالاخره در فصل چهارم به نمونه­های عینیجلوه­های عقلانیّت و مظاهر جهالت در شهر اشاره می­شود.

5-       و نهایتاً، در خاتمه بحث جمع‌بندی و نتیجه‌گیری عمومی ارائه خواهد شد.

 

پیش سگ چون لقمه نان افکنی

بـو کند، وانگـه خورد ای مقتنی

او بـه بینی بـو کند، مـا بـا خرد

هـم ببـوییمش، بـه عقـل منتقد

(مثنوی مولوی‏‌، دفتر سوّم)


 
/ 0 نظر / 53 بازدید